محمد مهدى ملايرى
366
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
ظاهر گردد و از آن چشمپوشى كند موجب اتلاف بيت المال و زيان رعيت و اشاعه فساد گشتهاى و اگر از وى بازخواست كنى موجب تحقير و زوال شوكت و هتكحرمت وى شده و او را نسبت به خود كينهتوز ساختهاى . « 1 » و مانند اين مطلب كه آن را عامرى نيشابورى از عهد شاپور به پسرش هرمز با عنوان قانون كبير فى الحزم نقل كرده و حكايت از آن دارد كه در اين عهد آمده پادشاه را سزاست كه براى خود سپاهى مخصوص داشته باشد كه در حوادث غيرمترقبه و پيشآمدهاى ناگوار به كار گرفته شوند و براى اين منظور بايد از ميان همه سپاهيانش بهترين و شريفترين آنها را براى چنين سپاهى برگزيند و آنها را براى روز مبادا ذخيره نگه دارد . « 2 » و مانند اين مطلب كه آن را عامرى نيشابورى از عهد شاپور به پسرش هرمز با عنوان « قانون آخر كبير فى السياسيه » نقل كرده و در آن آمده كه : دست هيچ يك از فرماندهانت را در تنبيه سپاهيان زير دستش باز مگذار بلكه به همه دستور بده كه هر زمان كسى از سپاهيانش را مستوجب تنبيه يافت آن را به « صاحب مظالم » تو يعنى كسى كه تو براى رسيدگى و داورى از اين امور تعيين كردهاى ارجاع دهند و اگر تنبيهى بر آنها لازم شود به دست صاحب مظالم اجرا شود نه به وسيلهء فرماندهان . « 3 » و از همين قبيل است قانون ديگرى كه آن را هم عامرى از همان عهد دربارهء سازمان داخلى و تقسيمات لشكرى نقل كرده حاكى از اينكه براى هر يك صد نفر يك رئيس و براى هر پنجاه نفر يك راهبر قرار دهد و اينكه پس از تنظيم دستههاى سپاهى اجازه ندهد كه سپاهيان به ميل خود از يك رسته به رسته ديگر منتقل شوند . « 4 »
--> ( 1 ) . الوزراء و الكتاب ، ص 7 . اين قطعه را عامرى نيشابورى هم با كمى تغيير نقل كرده ، السعاده و الاسعاد ، ص 299 . ( 2 ) . السعاده و الاسعاد ، ص 295 ، نظير چنين سپاهى را مورخان در جنگ قادسيه به عنوان « جند شهنشاه » نام بردهاند كه آنها از چهار هزار اسواران ديلمى تشكيل شده بودند . ( 3 ) . السعاده و الاسعاد ، ص 297 . ( 4 ) . السعاده و الاسعاد ، ص 331 .